الفيض الكاشاني

20

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )

دارد اميد فلاح خويش و اخوان صفا * با صد امّيد دگر يا رب برآر آمال فيض نيست قوم و خويش او جُز اهل قدس و اصطفاء * صاحب علم است و تقوى عمّ فيض و خال فيض كه عمّ وى ناشناخته مانده امّا خال او همان حكيم نورا است . به‌هرحال چون برادرش ضياء الدين « 1 » محمد و محمد مؤمن علاوه بر محضر پدر از

--> ( 1 ) - سروده مولانا ضياء الدين محمد كاشى ماده تاريخ كشته شدن عبد اللّه خان ازبك از وقايع دردناك قرن دهم حمله ازبكان به خراسان و قتل و غارت آن ، خراسان حتى آستان مباركه امام رضا بوده است اولين حمله ازبكان در روزگار شاه اسماعيل بود كه منجر به جنگهاى طولانى شد و در پايان شكست با ازبكان بود و شيبك خان در جنگ كشته شد استخوان او را شاه اسماعيل دستور داد جام شراب ساختند و در آن شراب نوشيد امّا در زمان سلطان محمد صفوى پدر شاه عباس اول عبد المؤمن خان بار ديگر به خراسان حمله كرد هرات و ماوراءالنّهر را محاصره و بسيار از شيعيان هرات و مرو را بكشت سپس به طرف خراسان آمد تا مشهد رضوى را بگرفت بسيار مردم بىگناه را بكشت و تمام مشهد حتى آستانه حضرت رضا عليه السّلام را غارت كرد و از طرف خود حاكم در مشهد گذاشت و مراجعت كرد در اين احوال شاه عباس اول بجاى پدر نشست و پس از امنيت عراق براى حمله به ازبكان آماده گشت امّا عبد المؤمن خان و فرزندش عبد اللّه خان از هيچ‌گونه ايذاء و آزار به مسلمانان به‌ويژه شيعيان كوتاهى نكردند از جمله در صفحه‌اى كه قبور سلاطين صفوى بود بفكر استخفاف همه قبور را كنده و استخوانها را جمع و مورد استخفاف قرار دادند بفكر اينكه استخوانهاى شاه اسماعيل است ولى شخصى به آنها اطلاع داد كه مدفن جاى ديگر است او دوستم بهادر را بدين منظور فرستاد او نعش را از آن مكان بيرون آورده و در كيسه نهاده سر كيسه را خدانظر حاكم مشهد مهر كرد چندگاه در جنابد كه نام موضعى از مشهد است گذاشتند كه از آنجا به ماوراءالنّهر ببرند رضا قلى بيك ولد پهلوان شاه قلى بيك كه اصفهانى الاصل بود در آن موضع بود دوستم بهادر را چند روز نگاه داشت و در اثناى محاوره به او گفت اگر نعش را به قزلباشان بسپارى ده مثل عبد اللّه خان و عبد المؤمن خان به تو خواهد رسيد دوستم نعش را از راه تون و طبس برداشته و بر سبيل ايلغار به طبس آوردند محراب خان حاكم طبس ايشان را تكريم كرد و حقيقت را بعرض حضرا اعلى شاهى رسانند و پادشاه از اين خبر بهجت اثر مسرور و حكم كرد از طبس تا اصفهان در . كمال توقير و احترام به جاى آرند به‌هرحال شاه عباس آماده جنگ با ازبكان بود كه خبر فوت عبد اللّه خان حاكم ازبك رسيد و عبد المؤمن خان با وجود مخالفان بجاى پدر نشست امّا چون فوق‌العاده سفاك و بىرحم بود جمعى از امراى ازبك او را به قتل رسانيدند و اين خبر نيز متعاقبا رسيد شاه -